بندردیلم و رونق نسبی بازار....
پس از وقفه ای نسبتاً طولانی که به دلایلی چند چون: وضعیت نابسامان سوخت (بنزین) و لطمات جبران ناپذیر به رونق و تجارت علی الخصوص نقاط مرزی و جنوبی کشور بویژه بازارهای دو شهر دیلم و گناوه و همچنین فرا رسیدن ماه مبارک رمضان و محدودیتهای عرفی و شرعی مسافرت خصوصاً مسافرتهای سیاحتی و خرید و دلایلی دیگر... در اولین روز از تعطیلات رسمی (روز خجسته و میمون عید سعید فطر) بازار تجارت و کسب و کار شهر دیلم جانی تازه به خود گرفت و رونقی نسبی یافت.
همشهریان عزیز دیلمی امروز (شنبه مورخه 21/7/86 همزمان با عید سعید فطر) یک روز شلوغ شهری را پشت سر گذاشته و روزهای خوش و پر جنب و جوش فروردین ماه هر سال را تجربه نموده و به یاد آوردند.
با فرا رسیدن فصل پاییز و تغییرات مناسب آب و هوایی در جنوب کشور و ورود مسافران به شهر دیلم و جنب و جوش نسبی بازار کسب و کار یکبار دیگر شهر حال و هوایی شلوغ و پر رفت و آمد به خود گرفته و موج شادی و امیدواری به زندگی و رونق مجدد کسب و کار تجارت را پدید آورده و نوید روزهای خوش دیگر را برای رونق مجدد کسب و کار تجارت که بخش عمده ای از فعالیت شاغلین شهرستان را به خود معطوف داشته است را به ارمغان آورد...

با سرازیر شدن خیل مسافران به شهردیلم همواره این سؤال ذهن هر همشهری کنجکاو را به خود معطوف می دارد. که:
چرا برای شهری که به واسطه تجارت و بازار و همچنین سواحل زیبا و بکر خود می تواند مکانی مناسب برای جذب گردشگر داخلی باشد، هیچ برنامه ای جامع و تفصیلی اندیشه نشده و مسئولین امر بویژه مدیریت شهری و در رأس آنها: شهرداری، شورای شهر، فرمانداری و دیگر ارگانهای مسئول هیچ گونه برنامه ای برای بهبود وضعیت موجود نداشته و ندارند؟؟
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت...
مهربان پروردگار! به پاسداشت مهرورزی تو، روزه گرفتیم و اکنون به نماز فطرت، پاک میرویم و در آبی رحمتت روح و جان می شوییم و تن پوش آمرزش بر تن می نماییم. در این لحظه های سبز استجابت، شاخه های نخل آرزو را در دست می گیریم و ظهور موعود آخرین را از تو میخواهیم...
طاعات و عبادات قبول درگاه حق...
فرا رسیدن عید سعید فطر، عید پاکی. زهد و تقوا.عید ماه ضیافت الهی را به همه دوستان و دیلمی های عزیز تبریک می گوییم... التماس دعا و بهترین آرزوها ....
مدیریت وبلاگ ماهرویان دیلم
در دیلم قدیم و جدید یک سلسه شاخصه ها و علایمی وجود داشته که برخی از آنها تا کنون نیز به همان نام قدیمی نامیده می شوند. بعضی از این مکانها یا شاخصه های تاریخی نیز وجود داشته و به مرور زمان دستخوش تغییرات گشته و یا به طور کلی از میان رفته اند ولی سالمندان آن ها را به یاد دارند. و با نام آنها و در آن مکانها دنیایی از خاطرات را همراه دارند...
در این پست قصد داریم بنا به ضرورت مباحث تاریخی نیم نگاهی به برخی از آن شاخصه ها داشته باشیم. با ما همراه شوید...

§ داربتون:
این درخت کنار(سدر) که در غرب جاده اصلی ارتباطی گناوه – دیلم بین روستای بویرات و بندردیلم واقع شده است. دارای قدرت بسیار زیادی می باشد. روزگاری در اطراف این درخت چاههای آب شیرین وجود داشته است و مسافرین وقتی که به آنجا می رسیدند پس از نوشیدن آب مدتی در سایه آن درخت استراحت می کردند. وجه تسمیه درخت کنار مذکور دقیقاً مشخص نیست و هنوز پس از گذشت سالها آثار چاهها و خود درخت پابرجاست. یکی از مأمورین رسمی زمان محمدعلی شاه قاجار که در سال 1256 قمری (حدود 172 سال پیش) از این محل عبور کرده و از درخت مزبور و چاههای آب شیرین آن در کتابی تحت عنوان «سفرنامه جنوب ایران» مطالبی را بیان کرده است. وی در گزارش خود به محمدشاه قاجار می نویسد: « بعد از حرکت از روستای حصار روانه بندردیلم گردیده و در آنجا یک روز متوقف شدم. آنچه به نظر رسید این است که مسافت این راه مساوی چهارفرسنگ و نیم و تمام راهش صاف و مسطح و وادی غیرمزروع است. و فاصله اصل راه الی دریا نیم فرسنگ است. و به فاصله دو فرسنگ از حصار وسط صحرا رودخانه یی است بسیار عمیق موسوم به «دره بویرات»... به فاصله یک فرسنگ از رودخانه مذکور در وسط راه به پای درختی چاه آب شیرینی است و مسمی به «پاتون یا بتون» است....
§ چه توری:
این مکان در غرب روستای بویرات بین سدی خاکی محصور است. مانند تنوب. روزگاری محل تأمین آب آشامیدنی روستای بویرات و حتی اهالی بندردیلم بوده است. آب چاههای این محل که هنوز نیز آثاری از آن باقی است و بعضی مواقع مورد استفاده اندک مردم روستای بویرات قرار می گیرد. بسیار شیرین و قابل استفاده است. تا چند سال پیش که هنوز آب لوله کشی در همه خانه ها بویژه خانه های روستایی وجود نداشت. مردم بندردیلم در ماه مبارک رمضان با حلبی از چاههای آن آب می آوردند و با آن افطار می کردند..
لغت «چه توری» بمعنی چاه روباهی بوده و قدیمی ها معتقد بودند که اولین چاه این مکان توسط روباهی حفر شده و بعدها مردم متوجه آب شیرین این مکان می گردند.
در این مکان درخت پر شاخ و برگ کهنسالی وجود دارد که تاریخ گذشت سالها را در سینه خود دارد.در اطراف این محل در فصل بهار و تابستان نوعی سبزی محلی موسوم به «منگک» که سبزی مورد علاقه بسیاری از مردم می باشد می روید. سبزی مزبور شورمزه بوده و مردم آن را همراه کشک و ماست می خوردند...
§ مغدر:
مغدر محلی است قدیمی در شمال بندردیلم که در آنجا چاه های آبی حفر شده بود و مردم از آن چاه ها نیز برای نوشیدن و کشاورزی استفاده می کردند. علت نامگذاری آن به واسطه وجود گودالی بزرگ بوده که در هنگام زمستان آب در آن جمع می شده و تا اواخر بهار باقی می مانده است. لغت مزبور از ریشه غدیر است که به معنای گودال آب می باشد. بخصوص اینکه سال های سال اعراب ساکنین بندرقدیمی حماد را تشکیل می داده اند. در این مکان آب انباری نیز به دستور آقا شیخ حسین بهبهانی روحانی ساکن بندردیلم احداث شده بود که مردم از آب آن استفاده می کردند.و تا مدت زیادی آثار آن باقی مانده بود.
§ مخیمره:
این محل که روزگاری قسمتی از خوری بود که به پمپ بنزین قدیمی شهر در جنوب غربی عمارت قلعه منتهی می شد. دارای گل و لای فرو برنده بود. هر کس وارد آن می شد تقریباً در گل و لای فرو می رفت و احتمال می رفت که خفه شود. از آنجایی که ناخدایان و ملوانان پس از بازگشت از سفر در کنار دریا می نشستند. همیشه محل مذکور در جلو دیدگانشان جلب توجه می کرد. و همیشه شاهد تعریف خاطرات ناخدایان بود. محل مزبور بعدها در احداث اسکله و سد ساحلی از بین رفت. بندردیلم در زمان مبارزات قرامطه و آل بوسعید از مراکز نشر افکار بوده و گویا محل تولد حمدان قرامطه در همین بندر حماد بوده است. حدس زده می شود نام بندرحماد ارتباط نزدیکی با نام حمدان قرمط موسس فرقه قرامطه در قرن سوم هجری دارد.