تبليغاتX
mahryan.blogfa.com H2>
mahroyan86@yahoo.com

زنده آنهایند که پیکار می کنند، آنها که با عزمی راسخ به سوی هدفی متعالی گام برمی دارند...

نوشتن نیاز است، درد است، شکستن تنهایی است... آری گفتن از تاریخ دیارمان نیازی است ضروری و لازم، نوشتن از فرهنگ، آداب و رسوم، آیین و سنن یک فرهنگ و یک تاریخ، نشانی در هویت و کنکاشی در تاریخ آن دیار خواهد داشت...

فرهنگ را عبارت دانسته اند از مجموعه افکار و اندیشه ها، دانش و فلسفه، ادبیات و آداب و رسوم، شعائر و مناسک، هنر و صنایع، اخلاق و ارزشها و نیز دیگر یافته های اجتماع یک جامعه، براساس فرهنگ یک جامعه می توان قومی را از قوم دیگر بازشناخت.همین فرهنگ گفتاری، رفتاری جامعه است که از نسلی به نسلی، از پشتی به پشتی منتقل می گردد. و با گذر زمان و خط تاریخ تغییراتی در آن شکل می گیرد. و همین تغییرات در فرهنگ نسلهای مختلف یک جامعه باعث دگرگونی اعمال و رفتار نسلهای مختلف می گردد. فرهنگ هر دیار ریشه در تاریخ آن دیار دارد. بازشناخت تاریخ دیار و پرداختن به مقوله تاریخی دیارمان ما را در رسیدن به شناختی صحیح و منطقی از فرهنگمان رهنمون خواهد کرد....

وبلاگ ماهرویان از بدو شروع به کار و از آغازین نقطه های قلم خود مسیر متعالی و هدف و غایت نوشتار و گفتار خود را برای دوستداران سرزمین ابا و اجدادیمان به گونه ای بسیار روشن، مبین و شفاف بازگو و بیان نمود... خوشحال و خرسندیم که در راه رسالت خویش همچنان استوار و پابرجا قدم برداشته و هدف نهایی خود را فراموش ننموده ایم. هر چند بر کارمان نقصها و ایراداتی خرد و کلان وارد بوده و هست. اما: « املاء نانوشته را که غلط نمی توان گرفت...» آمدیم که با یاری، حمایت، راهنمایی و ارشادهای صمیمانه و صادقانه شما سروران و دوستداران دیار تاریخیمان «دیلم عزیز» عرصه ای نو و پنجره ای رو به دنیای جدید و در محیطی مجازی، فراگیر و گسترده به گستردگی و سیطره جهانی برای بازشناخت صورتی نو و تازه از این دیار (دیلم) تلاش نماییم. در این راه از هیچ  سعی و کوششی فرو نخواهیم نشست.... اما بدون شک راه و رمز موفقیت ما در ارشادات بزرگوارانه و دوراندیشی دیگر همشهریان خوش ذوق و بافکر است...

وبلاگ ماهرویان متعلق به دیلم است... از دیلم و برای دیلم خواهیم نوشت... دغدغه همیشگی مان را برای توسعه و تعالی این دیار بر صفحات دنیای مجازی اینترنت نقش خواهیم زد... و برای رسیدن به آن رنجها را با جان و دل تحمل نموده و مشقتهای فراوان را در سینه خود پذیرا خواهیم بود....

دیلم زنده است... زنده خواهد ماند.... و راه تعالی خود را با فکر و اندیشه فرزندان خود خواهد یافت....

سینه پر رمز و راز و درد دنیا دیلُمه...

اوُنجه که عشق و محبت داره  مأوا دیلُمه...

 

ماهرويان نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 22:26 توسط : ناصر خسرو  | 

گویند علی (ع) را که خدا بود، نبود

گویند که از خدا جدا بود، نبود

من در عجبم میان این بود و نبود

این بود چه بودی است که هم بود و نبود!!! 

هان اي زمينيان، با علي چه کردند؟

سالیاد سوگ شهادت میر محراب تقدیر رمضان، امیر مؤمنان را تسلیت می گوئیم

آن شب تنهاترين شب کوفه بود و خسوفي ترين شب تاريخ، چند پاره ابر تيره و سياه بر شهر کوفه سايه انداخته بود. روحي الهي در سکوت غمگين شب به پرواز ملکوت درآمده بود. مرغابي ها غمگينانه ترين آوازها را به گلوي شب ريخته بودند، زمين از اين فاجعه مي لرزيد و ستونهاي مسجد کوفه مرثيه سر داده بودند.

علي(ع) آن مرد عدالت، در بستر شهادت آرميده بود، عرشيان نگران اين صحنه با يکديگر نجوا مي کردند. محراب کوفه در سکوتي غنوده بود. بيوه زنان و طفلان بي پدر، درغبار سنگين آن لحظه هاي جان فرسا ديده ها را بر در دوخته و منتظر باز شدن آن با دستان يتيم نواز مولايشان بودند که باز هم پدر و پناهشان بيايد و برايشان قوت شبانه بياورد. آري شانه هاي زخمي علي(ع) به انبان نان و خرما الفتي ديرينه داشت و ايتام و بي پناهان با طنين گامهاي او مانوس بودند. هان اي زمينيان با علي چه کردند...؟اين سوالي بود که آسمانيان از اهل زمين مي پرسيدند شب مي رفت تا به صبح برسد که ناگهان حزن انگيزترين فريادها از خانه علي(ع) برخاست. کوفه درميان دستان آکنده از شرمش، مردمي از تبار عرشيان را با فرق شکافته به عرشيان تقديم مي کرد. تاريخ هم از عمق اين فاجعه تام مي گريست و خطاب به زمينيان مي گفت...؟ اي مردم با تجسم عدالت چه کرديد؟ ننگتان باد که با وسوسه هاي شيطاني، دستان خود را به خون بهترين انسان آلوديد... آيا نينديشيد که زمين، لحظه هاي بدون علي(ع) را چگونه سر کند؟ شب بدون مناجات علي(ع) چگونه سحر کند؟نفرين بر آن دستان مظلوم کش که خاک نشينان را باز هم بر خاک نشاندند و زخمي عميق در سينه درد آلود تاريخ بشر نشاندند، زخمي که با هيچ مرهمي التيام نمي يابد.

   

   

وقتي كه عبدالرحمان بن ملجم مرادي صبح روز 19 ماه رمضان در محراب مسجد كوفه ضربت شمشيرش را بر فرق اميرمؤمنان علي(ع) در هنگام نماز فرود آورد و آنحضرت در خاك و خون غلطيد و فرمود:
بسم‌الله وباالله و علي ملة رسول‌الله فزت و رب‌الكعبه
( منتهي‌الامال ج1 / ص 174)
به خداي كعبه رستگار شدم... آنگاه از خاك محراب برمي‌داشت و بر فرق سرش مي‌ريخت و مي‌فرمود:
منها خلقناكم و فيها نعيدكم و منها نخرجكم تارة اخرت  ( طه / 55)  
ما شما را از خاك آفريديم و در آن باز بازمي‌گرديم و از آن نيز بار ديگر شما را بيرون مي‌آوريم.
مردم كوفه به سر وصورت خود مي‌زدند و فرياد و اعلياه سر مي‌دادند, جبرئيل هم در ميان زمين و آسمان فرياد برآورد و مي‌گفت: تَهَدَّمَتْ وَاللهِ اركانُ الْهُدي وَانْفَصَمَتْ العْرُوَةُ الْوُثقي, قُتِلَ ابْنُ عَمَّ الْمُصْطَفي, قُتِلَ عليٌّ الْمُرتَضي 
منتهي‌الامال ج1 / ص 174
به خدا پايه‌هاي هدايت فروريخت و ديواره‌ي عروة الوثقي (دژ پولادين آيين خدا) در هم شكست و پسرعموي محمد مصطفي به قتل رسيد, علي مرتضي به شهادت رسيد...

 

مدیریت وبلاگ ماهرویان به نمایندگی از یکایک همشهریان عزیز دیلمی شهادت یگانه سمبل و اسطوره عدالت امیرمومنان حضرت علی «ع» را به تمامی شیعیان و پیروان راستین آن حضرت تسلیت عرض می نماید....

www.mahryan.blogfa.com

ماهرويان نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 20:23 توسط : ناصر خسرو  | 

ارائه الگویی تحلیلی برای توسعه جامع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شهرستان دیلم

بخش دوم...

هدف ما از بحث توسعه دنبال نمودن پیامدهای ناخواسته و غیرقابل پیش بینی نیست هدف، غایت و نهایت اندیشه و تفکر اصل اساسی توسعه است. برای اینکه وارد بحث اصلی توسعه گردیم یک فرض را باید بپذیریم و آن این است که:  آنچه که به عنوان توسعه جامع می شناسیم حداقل چهار بعُد و چهار وجه اساسی توسعه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. هر کدام از این بعدها را می توان در دو ویژگی خلاصه نمود و سپس با این شکل سعی می شود مدلی منطقی از توسعه ساخت.

اگر وجوه چهارگانه را از هم تفکیک کنیم: توسعه اقتصادی، توسعه سیاسی، توسعه فرهنگی، توسعه اجتماعی هر کدام از اینها شاخصهای متعددی دارند. به هر حال در یک مدل ساده از توسعه نمی توان همه آن شاخصه ها را نشان داد. معمولاً کسانی که به دنبال ارائه یک مدل جامع از توسعه بوده اند سعی کرده اند،هر کدام از اینها را در  دو ویژگی خلاصه کنند و مدلشان را بر حسب  آن دو ویزگی طراحی کنند یعنی به لحاظ ریاضی یک مدل کاملاً خطی (البته ممکن است مدل خطی تام وتمام با الگوها و معیارهای اصلی و اساسی سازگار نباشد. اما حداقل حالت ممکنی است که می توان در نظر گرفت.)

هر کدام از وجوه چهارگانه توسعه را در صورتی که با دو ویژگی و به صورت مدل خطی بخواهیم مورد مطالعه و کنکاش قرار دهیم، می توانیم از دو بردار عمود برهم یا مختصات دکارتی «دستگاه مختصات» برای شبیه سازی مدل بهره جوییم. ما اغلب برای نشان دادن بسیاری از کمیتها از بردارهایی به این شکل استفاده می کنیم. نقطه صفر نقطه تقاطع بردارهاست و هر کدام از بردارها نشان دهنده یک شاخص یا ویژگی است.

1. به عنوان مثال: در مورد توسعه اقتصادی دو شاخصه است که برای ما از اهمیت حیاتی برخوردار است. یکی: برابری در توزیع (عدالت اقتصادی)و دیگری رشد ملی (یعنی در سطح ملی رشد تولید ملی).

2. یا در مورد توسعه سیاسی : دو شاخصه یا ویژگی اساسی و اصلی عبارتند از: مشارکت سیاسی  و رقابت مسالمت آمیز سیاسی.

3.در توسعه فرهنگی شاخصهایی که برای ما اهمیت دارند یکی: شکوفایی فردی است و دیگری هویت جمعی.

۴. و در توسعه اجتماعی شاخصهایی اصلی ما یکی: یکپارچگی اجتماعی و دیگری تفکیک و گوناگونی اجتماعی است.

«بقیه در ادامه مطلب مطالعه فرمایید»                                         


ادامه مطلب
ماهرويان نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 17:31 توسط : ناصر خسرو  | 

   

مرا در تن بود تا جان علی گویم علی جویم

بجنبد تا رگم در جان علی گویم علی جویم

                                                            زپیدا و زپنهانم همین یک حرف را دانم

                                                            که در پیدا و پنهانم علی گویم علی جویم

 

اگر اهل خراباتم وگر شیخ مناجاتم

به هر آئین به هر دستان علی گویم علی جویم...

 

بارخدایا! من تو را از روی طمع بهشت یا ترس از جهنم عبادت نکردم بلکه تو را سزاوار و شایسته عبادت یافتم، پس تو را پرستیدم...

 

آگاه باش که هر پیروی را امامی است که از او پیروی می کند و از نور دانشش روشنی می گیرد. آگاه باش امام شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان رضایت داده است. بدانید که شما توانایی چنین کاری را ندارید اما با پرهیزگاری و تلاش فراوان و پاکدامنی و راستی مرا یاری دهید. سوگند به خدا من از دنیای شما طلا و نقره ای نیاندوخته و از غنیمتهای آن چیزی ذخیره نکرده ام، بر دو جامه کهنه ام جامه ای نیافزودم و از زمین دنیا حتی یک وجب در اختیار نگرفتم و دنیای شما در چشم من از دانه تلخ درخت بلوط ناچیزتر است...

من نفس خود را با پرهیزگاری می پرورانم تا در روز قیامت که هراسناک ترین روزهاست در امان و در لغزشگاههای آن ثابت قدم باشم. من اگر می خواستم می توانستم از عسل پاک، مغز گندم و بافته های ابریشم برای خود غذا و لباس فراهم آورم، اما هیهات! که هوای نفس بر من چیره گردد و حرص و طمع مرا وادارد که طعامهای لذیذ برگزینم در حالی که در سرزمین من کسی باشد که به قرص نانی نرسد و هرگز شکمی سیر نخورد. یا من سیر بخوابم و پیرامونم شکمهایی که از گرسنگی به پشت چسبیده و جگرهای سوخته وجود داشته باشد...

آیا به همین رضایت دهم که مرا امیرالمومنین خوانند و در تلخی های روزگار با مردم شریک نباشم. و در سختی های روزگار الگوی آنان نگردم.

ای دنیا! از برابر دیدگانم دور شو... سوگند به خدا رام تو نگردم که خوارم سازی و مهارم را بدست تو ندهم که هرکجا خواهی مرا بکشانی، به خدا سوگند چنان نفس خود را به ریاضت وادارم که به یک قرص نان هرگاه بیابد شاد شود و آنقدر از چشمها اشک ریزند که چونان چشمه ای خشک درآیند...

آیا سزاور است که چرندگان فراوان بخورند و راحت بخوابند و گله گوسفندان پس از چرا به آغل رو کنند و علی نیز از زاد و توشه خود بخورد و استراحت کند؟؟ چشمش روشن باد که پس از سالیان سال دراز چارپایان و گله های گوسفندان را الگو قرار دهد!!!.

فرازی از سخنان اسطوره و سمبل عدالت امام علی «ع»

 

  

مدیریت وبلاگ ماهرویان ضمن تسلیت شب ضربت خوردن مرد عدالت حضرت امیرالمومنین «ع» آغاز شبهای احیاء را به تمامی مسلمانان جهان بویژه شیعیان و پیروان راستین ولایت و همشهریان عزیز دیلمی تبریک و تهنیت می گوید....

امید است در این شبهای عزیز نورانی و بزرگ طاعات و عبادات شما بزرگواران مورد قبول درگاه احدیت قرار گیرد....

التماس دعا....

www.mahryan.blogfa.com

 

ماهرويان نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 23:34 توسط : ناصر خسرو  |