تبليغاتX
mahryan.blogfa.com H2>
mahroyan86@yahoo.com

 

در پست قبل 3 مرحله از مراحل 7 گانه را به صورت اجمال ذکر نمودیم توجه شما خوانندگان را به دیگر مراحل جلب می نماییم....

۴.   حوادث تاریخی بعد از انقراض ماهرویان و شی نیز و رونق بندردیلم و دشت بزرگ لیراوی: که مهمترین شاخصه های آن را می توان چنین برشمرد: الف) رونق دیلم و دشت لیراوی. ب) حکومت بخشی از اعراب و خلیفات در منطقه و سپس تضعیف آنان. ج) اولین طوایف دیلم . و اولین طوایف لیراوی د) اولین حاکمان دیلم و حاکمان لیراوی و مارکز خلافت آنها. هـ) بافت نژادی مردم بندردیلم و لیراوی و لهجه محلی آنان. و) نظر سیاحان و گزارشگران داخلی و خارجی نسبت به منطقه و تهیه گزارشات آنها از منطقه.

آثار تاریخی موجود در منطقه نیز دلیلی بر تمدن های موجود بر بستر شهرستان دیلم می باشند.

در پهنه 2735 کیلومتر مربع دیلم و دشت بزرگ لیراوی آثار باستانی شامل اتلال و تپه های فراوانی موجود است. که بعضی مربوط به دوران ایلامیان، هخامنشیان، اشکانی و ساسانی و برخی مربوط به دوره اسلامی تا عصر صفویه، افشاریه، زندیه و قاجاریه می باشند. که هر کدام خود گویای پیشینه مهم تاریخی و شهرها و بنادر فراوانی بوده اند که اکنون شهرت و اسم و رسم گذشته را از دست داده اند. و به صورت تپه های تاریخی درآمد ولی در هر صورت همگی بیانگر یک مطلب مهم است که دیلم و دشت لیراوی وارثان تمدنهای بسیار غنی بوده که موقعیت خاص منطقه که میان کوه و دریا واقع شده و این در گذشته دور این ناحیه دارای رودخانه بوده و کشت آبی به عمل می آمده خود توجهات بیشتری در احیای منطقه را طلب می کند... برخی از مهمترین آثار تاریخی موجود در منطقه عبارتند از: زیارتگاههای و قدمگاههای دینی، مذهبی- عمارت مهم و استراتژیک قلعه در بندردیلم- مقبره سید محمد جبل عاملی ، بی بی مریم ، سید غریب و سیدحاجی- آثار تاریخی بندرحماد- کوه معروف بیکس- آب انبار و بقعه شیخ زنگی- قلعه معروف حصار- قلعه طاهرخان- آب انبار حاج حسن و آسیاب منطقه بهسمبار- مال کانو – چهل کهید و چه تنگو و ....

۵.   جغرافیای دیلم در عصر معاصر و دوران های چند ساله اخیر: که در پستهای گذشته تقریباً مطلبی در این باره بیان نشده است و تلاش می کنیم که در این بخش نیز گزارشاتی گردآوری نموده و ارائه نماییم اما برای رعایت ترتیب نگارش و نظم بخشی به مطالب سعی داریم این بخش را در چند عنوان مجزا خلاصه نموده و در این بخشها مطالب را تنظیم نماییم. بخش نخست: آن را به موقعیت جغرافیایی و ویژگیهای طبیعی منطقه به لحاظ آب و هوایی و توپوگرافی آن خلاصه می نماییم. بخش دوم: را به ویژگیهای انسانی و جمعیتی ، ویژگیهای فرهنگی اجتماعی و بافت شهری و روستایی منطقه و شهرستان دیلم خلاصه خواهیم نمود.

۶.   مرحله ششم را در چارچوب توسعه و پیشرفت منطقه متمرکز نموده و تعاریفی از توسعه ، اشتغال و را بیان نموده و نتیجه گیری از این موضوع را گردآوری خواهیم نمود.

۷.   بندردیلم درگذرگاههای تاریخی : و در نهایت نیز در مرحله آخر این 7 مرحله سعی خواهیم نمود بندردیلم را در گذرگاه و بستر شاخصه ها و ویژگیهای معروف و تاریخی آن به شما خوانندگان و مردمان خوب این دیار بشناسانیم . ما در این قسمت مناطق معروف را به طور اجمال برای شما بزرگواران شرح خواهیم رساند. مناطقی چون : داربتون چه توریمُغدر سّده مخیمرهگود مهیار و تل های سید مهدی، بندرحماد و ...

در پایان تمامی این مراحل 7 گانه سعی خواهیم نمود با داشته های موجود و در وضعیت فعلی و امروزی بندردیلم را با دیگر نقاط استان مورد مطالعه قرار دهیم. مقایسه با دیگر نقاط ما را در شناسایی وضعیتمان بهتر از قبل راهنما خواهد بود.

این مسیری است که ما برای شناسایی شایسته و مطلوب بندر تاریخی دیلم به همشهریان و ایرانیان عزیز در سراسر ایران بـزرگ و جـهان گـستـرده انتخــاب     نموده ایم.

نظر شما در این رابطه چیست؟؟؟؟؟.

 

ماهرويان نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 21:19 توسط : ناصر خسرو  | 

 

در پستهای قبل به صورت گسترده و پراکنده بخشی کوچک از تاریخ پرفراز و نشیب منطقه دیلم و دشت یا جلگه بزرگ لیراوی را بازگو کرده و سعی نمودیم گوشه هایی از رخدادها و حوادث تاریخی این منطقه را برای دوستداران و مردمان و وارثان آن بشناسانیم. در ادامه مطالب خود نیز تلاش خواهیم نمود کما فی السابق تاریخ را بازگو کنیم. بازهم اذعان    می داریم بنا نداریم مطالب را از خودمان بنویسیم فقط قصدمان بازگو نمودن تاریخ (البته به همراه تحلیل تحولات ) خواهد بود و به حفظ امانتداری نیز همچنان پایبند خواهیم ماند.

پس با ما باشید برای ادامه راه بازشناخت تاریخ و هویت و قومیت منطقه امان :

یکبار تاریخ منطقه را در یکی از پستهایمان به سه یا چهار مرحله یا دوره تقسیم نمودیم برای بیان جزئیات بیشتر ادوار ذکر شده را به بخشهای کوچک تر تقسیم می نماییم تا بتوانیم رخدادهای تاریخی منطقه را بهتر بازگو نماییم. اهم مطالب ما در این دوره ها خلاصه خواهد شد( لازم به ذکر است که این دسته بندی توسط ما صورت گرفته و در حقیقت به گونه ای اختیاری انتخاب شده است.):

1.     تمدن عیلام در خوزستان و بوشهر و فارس: ( که رخدادهای آن به علت کمبود منابع مورد بررسی ما قرار نخواهند گرفت.)

2.   تمدن بندرهای ماهرویان و شی نیز: ( که مطالبی در باب آن به نگارش درآمد و بیشتر حول عظمت این تمدنها و وضعیت اقلیمی و جغرافیایی آنها سخن به میان آمد. صدالبته جای کنکاش و واکاوی بیشتر داشته و دارد ...)

3.   دوران افول و اضمحلال تمدنهای ماهرویان و شی نیز: (که علت آن را مورخان به گونه های مختلف نگاشته اند اما وجه اشتراک همه آنها در عواملی چون کشمکش و منازعه قدرت بین حاکمان منطقه با خود و با حاکمرانهای دیگر مناطق- حمله مغولها به منطقه – قیام و حمله قرمطیها به منطقه – عوامل طبیعی و حوادث و سوانح غیرمترقبه چون زلزله ها، سیل ، فرسایشهای تدریجی افول موقتی و تریجی ، ظعف دولتها و حکومتها و آشوبهای درونی و بیرونی، هجوم اسماعیلیها، شیوع امراض و بیماریهای مسری همانند طاعون گاوی که باعث مرگ و میر عده فراوانی در یک منطقه می شده است. خلاصه می شود ) با تمام این تفاسیر محققان و مورخین علت و سال نابودی این تمدنها را نتوانسته اند دقیقاٌ مشخص نمایند. اما به هرحال می توان گفت که قرن 7و8 سال افول آنها بوده است. ضمن اینکه دلایل نشان می دهد که بندرماهرویان عمر بیشتری از شی نیز داشته و شی نیز قبل از آن به طور کامل از بین رفته و آثار باقی مانده بر روی اراضی فعلی نیز به این مدعا کمک می کند. زیرا تا سالهای اخیر دیوارهای قسمتی از ساختمانهای شهرماهرویان و شی نیز به صورتی جزیی نمایان است.درصورتی که شهر شی نیز در عمق بیشتری در زمین مدفون شده است در همین سالهای یعنی قرن 7و8 هجری قمری را که سال رشد بهبهان می توان تلقی نمود در همین سالها نیز رشد بندردیلم (بندردیلم و لیراوی) نیز به شمار آورد.

 

برای بازشناخت سایر مسائل و ادامه مراحل، بخش دیگر مطلب را نیز دنبال نمایید.

مدیریت وبلاگ ماهرویان

 

 

 

 

 

 

ماهرويان نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 21:12 توسط : ناصر خسرو  | 

 

آگاهی و شناخت تاریخ جغرافیایی یک منطقه که مجموعه ای از اطلاعات پیرامون روابط انسانی و سوابق تاریخی، اجتماعی یک قوم یا جامعه در بستر طبیعی یا زیست محیطی است، در حقیقت تبیین هویت آن جامعه و منطقه است. چه جامعه و منطقه ای که فاقد شناسنامه و جغرافیای تاریخی باشد، جامعه ای بی هویت خواهد بود که اصل و ریشه خود را فراموش کرده و قادر به بازشناخت استعدادها و ضعف و قدرت خود نخواهد بود و در نتیجه در مورد آینده سازی و بهسازی حال آن نمی توان اقداماتی شایان انجام داد. بنابراین ضروری است که موقعیت های جغرافیایی و تاریخی هر منطقه مورد بازبینی و بررسی قرار گیرید تا براساس نظریه « گذشته چراغ راه آینده است» بتوان چشم انداز روشن و امیدواری برای زندگی و عمران و آبادی ترسیم نمود.

آشنایی با پیشینه  و دورنمایی از تاریخ و آثار تاریخی ، سیاحتی شهرستان دیلم و تمدنهای تاریخی موجود در منطقه بسیار لازم  و ضروری است.

هدف مدیریت وبلاگ ماهرویان گام نهادن در این راه خطیر و پرفراز و نشیب است که    می تواند با دیدی نو ،بسیار گسترده تر و موشکافانه تر از گذشته و با بهره گیری از تکنولوژی جدید یعنی دنیای بسیار جذاب و گسترده اینترنت که امروزه جهان را به دهکده ای بیش مبدل نموده، به واکاوی و پرداختن عمیق به گستره ی تاریخ و فرهنگ شهرستانمان ، دیارمان و منطقه امان یعنی بندردیلم وارث تمدنهای بزرگ ماهرویان و شی نیز که در دورانی از تاریخ منشأ تحولات جنوب ایران بوده اند پرداخته شود.

بدون تردید پیگیری مسائل و تحولات سیاسی بسیار لازم و ضروری است و این موضوع بر هیچ کس پوشیبده نیست، اما آیا فقط بُعد سیاسی منطقه برای شناخت منطقه و حرکت در جهت توسعه، عمران و آبادی منطقه امان کافی است؟ به نظر شما آیا نیاز نیست مسائل و ابعاد دیگر استعداها، توان و ظرفیت منطقه دیلم به دوستداران آن شناخته شده و بازگو گردد، تا گامهایی استوارتر از قبل در راه اعتلای آن برداشته شود.

ما آمده ایم تا با پشتوانه شما عزیزان و مردمان بزرگ که وارث تمدنهایی تاریخی و ریشه دار بوده اید، یکبار دیگر به تاریخ پر رمز و راز دیارمان نظری انداخته و در راه شناخت ناشناخته های آن گام برداریم. و صدالبته کراراً عنوان داشته ایم که به حمایتهای یکایک شما بسیار نیازمندیم. پس بیاید دست به دست هم داده و در این راه یعنی بازشناخت صورتی نو و تازه از استعدادها، قابلیتها و ظرفیتهای منطقه جدیتر از گذشته گام نهیم.... منتظر یاریتان هستیم .... ما را  در این راه تنها نگذارید....

((از دوستان می خواهیم هرگونه مطالب، تحقیقات و گزارشات تاریخی و یا آثار باستانی  که در اختیار دارند، با تهیه عکس از آنها به ایمیلمان ارسال دارند.))

mahroyan86@yahoo.com  

مدیریت وبلاگ ماهرویان

ماهرويان نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 21:6 توسط : ناصر خسرو  | 

 

در بررسی آثار و نوشته های تایخی و جغرافیایی، نام بندر دیلم از قدمت بسیار زیادی برخوردار است. ما در مطالب قبلی خود تا حدودی به این مهم یعنی بازشناخت تاریخ و قدمت بندردیلم پرداخته و مواردی بیان نمودیم. در این پست نیز سعی مان بر این است که ناگفته های دیگری از این دیار تاریخی (بندردیلم) برایتان بازگو کنیم.

برخی از محققان تاریخ قدمت بندردیلم را به قبل از میلاد عنوان نموده و برخی دیگر آن را قبل از ساسانیان می دانند. در اینکه دیلم چه زمان بوجود آمده و حیات اجتماعی خود را آغاز نموده مدارک مستند تاریخی چندانی دردست نیست. چرا که هر اجتماعی به صورت تدریجی شکل می گیرد و در این روال تدریجی ممکن است تحولاتی شگرف روی دهد که بازشناخت قدمت واقعی مسائل را با مشکل مواجه سازد. اما همچنان که قبلا نیز عنوان نموده ایم، ما اعتقاد داریم پس از اضمحلال تمدنهای بزرگ ماهرویان و شی نیز در دشت یا به قول دوست خوبمان جلگه لیراوی مردمان این دیار به صورت پراکنده در دیگر نقاط منطقه سکنی گزدیده و زندگی خود را دنبال نمودند.

در کتابی به عنوان وجه تسمیه شهرهای ایران در باب بندردیلم بدین صورت آورده که : « بندردیلم واقع در 200 کیلومتری شمال غربی بوشهر و در شمال دماغه تنوب، با آب و هوای گرم و مرطوب و حدود 15884 نفر جمعیت.»

و در ادامه می افزاید :

 « وجه تسمیه آن معلوم نیست و در کتاب فتوح و جغرافیایی قدیم از آن ذکری به میان نیامده است، و شاید از نام قدیم (( دیلمون)) گرفته شده باشد. دیلمون نام کشوری بوده است که در سرزمین بحرین امروزی در جزیره منامه و در نواحی جنوبی خلیج فارس، آثار آن به دست آمده است که اراضی و سرزمین دیلمون قدیم، درست در برابر بندردیلم کنونی و در نواحی اطراف آن مانند: گناوه و بندرریگ و امثال آن است. اما دیلم و دیلمون به معنی چشمه آب، محل آب، مرداب، سرزمین رسوبی و آبرفتی است که از آبرفت رودخانه ها فراهم شده است. نام رود دیاله، دیله در خوزستان و نام شط دجله و آبادی های دله، دیلی در خوزستان و کوه گیلویه با کلمه دیلم و دیلمون دارای ریشه مشترک می باشند...»

برگرفته از کتاب وجه تسمیه شهرهای ایران از حسین توکلی مقدم. جلد اول صفحه 191. انتشارات میعاد تهران سال 1375.

 

بندر دیلم (Daylam): پس از بندر مخروبه مهروبان به بندر کنونی دیلم شکل گرفته . این بندر در دشتی واقع شده است که در شمال آن به فاصله 18 کیلومتری ارتفاعاتی قرار دارد. عمق ساحل بندردیلم کم است و بندرگاه آن غیرمحفوظ و برای لنگرگاه چندان مناسب نیست. بندردیلم در 72 کیلومتری بهبهان و در شمال غربی بوشهر واقع است. بیشتر مردم آن بهبهانی هستند و در جنوب دیلم به فاصله کمی آثار و قلعه و مخروبه های هلندی ها هنوز باقی مانده است. در ربع فرسخی بندردیلم در سمت جنوب قلعه تنوب و سد آبی است. قلعه تنوب از آثار هلندی ها است و بقایای کارخانه و مؤسسات آنها هنوز باقی است...               

برگرفته از کتاب خلیج فارس نوشته احمد اقتداری انتشارات ابن سینا 1345 صفحه 175و 176.

ماهرويان نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 21:0 توسط : ناصر خسرو  | 

 

در پستهای قبلی بر اهمیـت شناسایی تـاریخ منـطقه کـراراً تأکـید ورزیدیـم و خاطـرنشـان سـاخـتیم کـه بـا توجه بـه اینـکه دو شهر باستانی و تاریخی مهروبـان و شـی نـیز در حوالـی بندردیلـم قـرار گرفتـه و نـیز آثار باستانی دیگری در منطقه شهرستان بندردیلم وجـود دارد، اما متاسفانه تا کنون آنچنان که باید و شاید تلاشی جهت مطالعات و اکتـشافات باستان شناسی صورت نگرفته است، تا قدمت واقعی شهر تاریخی بندردیلم و سایرنقاط شهرستان مشخص شود.

اما اطلاعات تاریخی منابع متعدد (سعی ما براین است که آنها را با جزئیات لازم بازگو کنیم) به صورت پراکنده به تاریخ بندردیلم اشاره نموده است. در این باره دو کتاب قدیمی درباره قدمت بندردیلم چنین می نویسند:

کتاب اول : « در دره رامهرمز در ناحیه بهبهان و اطراف بندردیلم آثار مختلفی پیداشده که مربوط به قبل از اسلام است. روی بزرگترین تپه های این ناحیه یک قلعه ایلامی مربوط به هزاره دوم قبل از میلاد پیدا شده است. جنگ اردشیر ساسانی با اردوان پنجم اشکانی که منتهی به سقوط آن دولت شد در این ناحیه (بندردیلم) اتفاق افتاده است.

 

برگرفته از جغرافیای تاریخی ایران باستان – گردآورنده دکترمحمدجواد مشکور انتشارات دنیای کتاب سال 1371 صفحه 329 .

 

کتاب دوم : بندردیلم نزدیکترین بندر است به بهبهان، این محل ما بین آثای و بقایای دو تمدن بزرگ ماهرویان و شی نیز (شینیز) قرار دارد و می توان آن را به عنوان جانشین هر دو قبول کرد. تمام خانه های بندردیلم از خشت های گلی بوده و بدین جهت اکنون نمی توان هیچ یک از بناهای دوره سده 14 تا 18 میلادی یعنی تا پایان حکومت صفویه می باشد. در مقالات گوناگون و متنوع جغرافیایی راجع به بندردیلم به یک قلعه هلندی اشاره می شود.

برگرفته از کتاب هانیس گاوبه (Heinz Gaube)  منشر شده در سال 1972 میلادی...

 

همچنین در منبعی دیگر آمده است: در سمت شمال خاوری این شهر و در فاصله تقریباً 3 کیلومتری قلعه طنوب(تنوب) واقع است که آب آشامیدنی آن به شیوه قرون وسطایی جنابه از زمین شوره زار استخراج می شود. در اواسط قرن اخیر از بندردیلم کشمش، غلات به بوشهر ، کویت و هندوستان صادر می شده است. کالاهای صادراتی از همین نوع در دوره صفویان در این بندر بارگیری شده است...

 

امیدواریم روزی بیاید که رازهای در دل خاک تمدنهای ماهرویان و شی نیز و وارث آنها بندردیلم در دشت بزرگ لیراوی کشف شود. و مردم مهربان این دیار کهن و این بندر تاریخی به هویت تاریخی، ملی و دینی خود پی ببرند. بدون شک و به طور قطع و یقین برای رسیدن به این مهم  نیازمند تلاش و مجاهدت تمامی نخبگان، فرهیختگان و کارشناسان و دانش آموختان است که در این راه عظیم یاریگر ما باشند...

ماهرويان نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 0:4 توسط : ناصر خسرو  | 

 

آیا می دانستید که : در سال تحصیلی 1309- 1310در استان بوشهر و استان هرمزگان تنها 17 مدرسه وجودداشته که بندردیلم دارای 1 دبستان پسرانه با دو کلاس اول و دوم و هر کلاس دارای   10نفر دانش آموز یعنی جمعاً 20 دانش آموز بوده است.

 

آیا می دانستید که : در کتابی که در سال 1317 خورشیدی نوشته شده و تنها دو نسخه ماشین شده از آن در ایران وجود دارد اطلاعات بندردیلم در آن به صورت زیر درج شده است: جمعیت تقریبی بندردیلم برابر 2500 نفر – آب مشروبی آن از چاه آب معروف به تنوب و مسقور و میلی بندر – مسافت آن 3 میل و دهستان بزرگ لیراوی دارای 33 قریه بوده است.

 

آیا می دانستید که : در سال 1323 خورشیدی بوشهر دارای 4 بخش بوده که یکی از آنها بخش دیلم با جمعیتی بالغ بر 21426 نفر بوده که تعداد 3129 نفر آن در مرکز بخش بندردیلم سکونت داشته است. و از پرجمعیت ترین روستاهای بخش بندردیلم در آن سال می توان به عامری با 573 نفرچاه تلخ با 436 نفر – کنارکوه با 345 نفر – بنه اسمعیل با 382 نفر – سیاه مکان با 257 نفر – احمدحسین با 230 نفر و بیدو با 296 نفر اشاره نمود.

 

آیا می دانستید که : در سال 1330 بندردیلم یکی از 7 بخش بوشهر بوده و این بخش از یک دهستان بزرگ به نام لیراوی تشکیل شده که جمعیت آن دهستان بالغ بر 12900 تن بوده. و سکنه قصبه مرکزی یعنی مرکز بندردیلم حدود 3500 تن بوده که شغل اکثر اهالی آن کسب و صید ماهی و باربری دریایی بوده و در حدود 119 دکان ، یک دبستان ، شعبه ای از بانک ملیبخشداریژاندارمری- گمرکگارد مسلح گمرکثبت و آمار- داراییشهربانی- پست و تلگراف و تلفون بوده است.

 

آیا می دانستید که : مهمترین صادرات بندردیلم در سالهای پررونق خود: جو و گندمپشم روغن چراغ کشمش و انگورروغن و مهمترین واردات آن : قماششکرچایخرما بوده است.

 

آیا می دانستید که : زمان تمدن عیلام در خوزستان و بوشهر و فارس مناطق :

1- تل جزیره روستای چاه شیرین.2- تل شیشه ای روسـتای بـاستین و شـهرویــران.       .۳ - شهرک داوودی روستای عامری در راه کنارکوه و بیدو.4- تل گورحمزه روستای قنات و در مسیر روستای بوالفتح.5- تنگ چله مجاور روستای عامری.6- تل کم بین روستای عامری و بنه خاطر.7- حصارگلی ، تل سرخ ، کوچک حصار، خری خشتو، تل جهلی همگی در شمال و شرق روستای عامری. 8- تل خندون روستای بنه اسماعیل نزدیک جاده دیلم به سیاهمکان.9- تپه های شهر قوستا(قهستا) در زیر روستای مالکی.10- چاه های کوه بیکس در نزدیکی بنه احمد. 11- بندرحماد در شمال غربی بندردیلم.

12- تپه قلعه که به محله قلعه معروف بوده و در ساحل بندردیلم قرار دارد و اکنون مسجد قلعه بر روی آن بنا شده است. همگی بازمانده هایی از دوران پررونق دشت بزرگ لیراوی و تمدنهای پرعظمت و تاریخی ماهرویان و شی نیز و همچنین وارث آنها بندرتاریخی دیلم   بوده اند.  

ماهرويان نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 1:27 توسط : ناصر خسرو  | 

 

برگرفته از کتاب «نهضت ابوسعید گناوه ای» نوشته استاد گرانقدر هم استانیمان دکتر سیدجعفرحمیدی

 

ماهرویان یا مهروبان :

 

از بنادر قدیمی دیگرایران بندر مهروبان یا ماهی روبان یا مهروبان می باشد که اسم اول صحیح تر است. این بندر که خرابه های آن در یک فرسخی شمال بندر دیلم دیده می شود، بعضی از جغرافی نویسان جای آن را کنار رودخانه تاب در هندیجان دانسته اند، و گمان کرده اند که خرابه های آن در بستر این رودخانه مدفون شده است در حالیکه چنین نیست، به قول یاقوت حموی این بندر در اقلیم سوم در طول 5/76 درجه و عرض 30 درجه قرار گرفته است. اصطخری می گوید مهروبان از بنادر ارجان به شمار می رفته و در قرن چهارم شهری آبادان بوده و مسجدی خوب و بازرای پررونق داشته است.

 

 ناصرخسرو علوی در سال 443 هجری مهروبان را دیده و درباره اش گفته است: شهری است بزرگ برلب دریا نهاده بر جانب شرقی و بازاری بزرگ د ارد و جامعی نیکو اما آب ایشان از باران است، و غیرآب باران چاه و کاریز نبود که آب شیرین دهد. ایشان ( شهرماهرویان) را حوض ها و کاریزها بود که هرگز تنگی آب نبود و در آنجا سه کاروانسرای بزرگ ساخته اند هریک از آن چون حصاری است محکم و عالی و در مسجد آدینه آنجا بر منبر نام یعقوب لیث دیدم...

 

سلطان علی سلطانی می نویسد: آثار خرابه های این شهر در امامزاده شاه عبدالله که میانه هندیجان و بندردیلم در یک فرسخی شمال بندردیلم واقع است، نمایان است. تجارت غربی فارس و اصفهان از راه دهدشت بتوسط این بندر انجام می گرفته است. آثار ساختمان راه باستانی در کوهستان کوه کیلویه که از مهروبان به ارجان (بهبهان) و از طریق کوه کیلویه به اصفهان می رفته است، از کوه بری و سنگ چین کردن گردنه ها و پل ها در این راه فراوان دیده می شود.

 

 این بندر از صدر اسلام تا اوایل قرن پنجم هجری بزرگترین بنادر فارس در شمال خلیج فارس بوده است نظیر بندر سیراف....   

برای اطلاعات بیشتر در زمینه مطلب آخر رجوع کنید به سمینار خلیج فارس سخنرانی سلطانعلی سلطانی و دریانوردی ایرانیان جلد اول اسماعیل رائین.

 

 

سي نيز یا شی نیز:

 

سی نیز یا شی نیز بندر معتبری بوده بین بندردیلم و گناوه که خرابه های آن در قریه حصار در بیست کیلومتری جنوب بندردیلم دیده می شود و بقول ابن بلخی خرما و روغن چراغ آن معروف بوده و آب و هوایی نیکو داشته است. سی نیز تقریباً در نوشته های همه مورخان و جغرافی دانان آمده است.

 

 اصطخری می گوید: این شهر از مهروبان بزرگتر است و در کنار خوری واقع گردیده که تا دریا نیم فرسنگ فاصله دارد...

 

مقدسی می گوید: قرمطیان در اوائل قرن چهارم سی نیز را تصرف کرده و اهالی شهر را کشتند و شهر را ویران ساختند...

 

اما ابن بلخی در اوایل ششم و حمدالله مستوفی در قرن هشتم از آبادی و عمران این شهر یاد کرده اند و گفته اند: سی نیز یا شی نیز شهری است آبادان و کتان در آنجا هم کاشته و هم بافته می شود.

 

بعقیده سلطانعلی سلطانی سی نیز در زمان حمدالله مستوفی آباد نبوده است و اینهم اشتباه دیگری است از مستوفی.

سلطانی می نویسد : سی نیز در کنار خلیج فارس واقع است که اکنون قریه حصار نامیده می شود. خوری به نام امام حسن در اینجا هست که موقعیت بندری مهمی دارد. چاههای آب شیرین و خوشگواری دارد. از قریه عامری که در 18 کیلومتری دیلم در دامنه بند استخر است تا قریه حصار و مهروبان آجرشکسته و ابنیه ویران زیادی دیده می شود و نشان می دهد که این منطقه در قدیم تماماً شهر و آبادیهای متصل بهم بوده اند.

برای کسب اطلاعات بیشتر به کتاب آثار شهرهای باستانی خلیج فارس نوشته احمداقتداری و فارسنامه بلخی مراجعه نمائید.

 

حال با تمام این توضیحات و مستندات تاریخی و گزارش گزارشگران، سیاحان و تاریخ نویسان:

 

1- آیا می شود به عظمت این دو تمدن بزرگ یعنی ماهرویان و شی نیز در قرنهای 4 و 5 و قبل از آن اقرار ننمود و آن را نادیده گرفت؟

2- چگونه می توان تاریخ سراسر باعظمت و پرسابقه این دیار را نادیده گرفت؟

3-راستی راز اضمحلال ، افول و زوال تدریجی این تمدنهای بزرگ چه بوده است؟

4-    آیا می توان اذهان داشت که با افول و اضمحلال این تمدنهای بزرگ دیگر نام و نشانی از آنها باقی و برجای نمانده باشد؟

5-و آیا مردمان دیگر دیار تاریخی که ریشه ای کهن نیز دارند، یعنی مردمان بندردیلم و دشت بزرگ لیراوی نام و نشانی از این تمدنهای بزرگ ماهرویان و شی نیز نیستند؟

ماهرويان نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 19:9 توسط : ناصر خسرو  | 

 

لرد جرج ن. کرزن (George N) در سال 1889 میلادی ( حدود 190 سال پیش ) به عنوان خبرنگار روزنامه تایمز در انگلستان به ایران می آید و به سیاحت می پردازد و بعدها به مقام های بالای اداری در انگلستان نیز می رسد. وی که درباره بندردیلم از زاویه دید تجارتی انگلستان نگریسته، و در هنگام اقامت در بندردیلم می نویسد:

« حوزه شرقی این منطقه بندر معشور و هندیان یعنی حوالی رودخانه جراحی و سواحل دریا تا بندردیلم تابع نایب الحکومه بهبهان است که خود نیز زیر دست والی فارس است. فرمانداری دیلم در بندردیلم قسمتی در رشته ساحلی ایرانیان و قسمت دیگر عرب ها اقامت دارند و بعداز تجدید سازمان اداری سواحل که با سقوط ظل السلطان صدر اعظم قرار گرفت و او نیز حکومت بوشهر را به محمد حسن خان سعدالملک برادر میزبان ما ( در بندردیلم ) در شوشتر داده است.

 

بندردیلم روزگاری وسعت و اهمیت بسیار داشت، در قرن هیجدهم بندر تجارتی هلندی ها بود و آثار کارگاه های آنان هنوز دیده می شود. چون این محل (بندردیلم) در کرانه خلیج فارس دارای بهترین خطوط ارتباطی است. مبدأ جاده های کاروانی عمده به بهبهان، رامهرمز و خوزستان بوده است هرچند که خود در حال حاضر ( زمان نوشتن مطلب توسط این روزنامه نگار ) دیلم دهکده ای کوچک است و سکنه ای محدود دارد. اما به لحاظ موقعیت خاص جغرافیایی آن  از داخله به اینجا (بندردیلم) غلات، پنبه، روغن و خشکبار جهت حمل به بنادر خلیج فارس می آوردند و قند و چای و پارچه های نخی از بصره و مناطق حاشیه ای خلیج فارس و باختر دور وارد می کردند. در سال 1889و1890 یهنی 190 سال پیش عایدات گمرکی آنجا مبلغ 7200 تومان اجاره داده شده بود که مبلغی درخورتوجه می باشد.

 

دیلم مثل محمره خرمشهر از نقاطی است که احداث جاده ای از آنجا به داخله ایران مورد توجه واقع و از جانب عناصری که طالب توسعه تجارت با اصفهان و تهران بوده اند، گزارشی در این زمینه تهیه شده است. جاده از دیلم به بهبهان 48 میل و از آنجا تا اردال اردل 265 میل و از آن نقطه تا اصفهان 102 میل و جمعاً 425 میل است. کاروانها این جاده را در پانزده روز طی می کنند...»

 

برگرفته از کتاب کرزن،جرج ن، ایران و قضیه ایران جلد دوم صفحات 482 و 483 .

 

ماهرويان نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 18:31 توسط : ناصر خسرو  | 

 

در دوره صفویان تجارت خارجی ایران رونق زیادی داشت و به همین دلیل انگلیسی ها و هلندیان در بندرعباس، کرمان، شیراز، پایتخت یعنی اصفهان، شرکت ها و تجارت خانه هایی دایر نمودند. با سقوط صفویان و عدم آرامش و ثبات سیاسی، مدتی فعالیت این شرکت ها و تجارت خانه ها تا حد فراوانی توقف یافت اما تعطیل نشد. در دوره کریم خان زند مجدداً برای مدتی کوتاه ایران آرامش دوباره یافته و ثبات سیاسی گذشته را بازیافت و شرکت معروف و باسابقه هند هلند شرقی که به اختصار به نام لاتین«واک» vocخوانده می شد، ابتدا در خارک و سپس در بندردیلم شعبه هایی تأسیس و دایر نمود.

 

شعبات واک مدام گزارشهای تجارتی خود را به شعبه اصلی در هلند ارسال می نمود ، که این گزارشها در آرشیو وزارت امورخارجه هلند باقی است و در سالهای اخیر قسمتی از آنها منتشر شده و به فارسی نیز ترجمه شده است. که اطلاعات بسیار مفیدی در مورد شهر تاریخی بندردیلم به دست   می دهد. گرچه در این گزارشها شعبه بندردیلم در خصوص چگونگی بوجود آمدن این شعبه و اداره آن چیزی گفته نشده است اما یکی از پژوهشگران اروپایی که در سال 1934 میلادی به ایران آمده بود چنین می نویسد:(( درکنار خلیج فارس، بندردیلم که امروزه دهکده ای کوچک و تقریبا متروک می باشد ابتدای جاده بهبهان و بندر تجارتی هلندیها تعیین شد، خرابه تجارتخانه آنها هنـوز دیـده    می شود.))

 

در یکی از گزارشهای ارسالی از تجارتخانه های هلندیها در خارک و بندردیلم چنین آمده است: ... شورای عالی اداره تخارتخانه های واک (نام شرکت هلندی ) نیز امیدوار بود که صبح دولت هنوز ندمیده است، چون هر دو بندر بوشهر و بندرریگ رو به افول نهاده و بندردیلم و گناوه رو به ترقی نهاده است. حاکمان این دو بندر برای جذب کاروانها و ایجاد ارتباط و روابط دوستانه با هلندیان به هر اقدامی دست می زدند...

 

در یکی از مهمترین گزارشهای دیگر شرکت مذکور که البته نام گزارشگر و تاریخ ارسال آن به خوبی نمایان نیست و این گزارش در آرشیو دولت هلند در یک حراج عمومی در سال 1889 میلادی خریده شده و یک نسخه منحصر به فرد است که کارشناسان تاریخ دقیق این سند را نیمه نخست سال 1756 میلادی و نام نویسنده آن را نیز که برای شرکت هند هلند شرقی شعبه اصلی واک کار می کرده مشخص نموده اند نوشته شده است:«خلیج گناوه یا پیش آمدگی لبه بنک پایان می گیرد و پشت آن بندردیلم قرار دارد. این بندردیلم نیز کوچ نشیت قوم تازی تبار به نام خلیفت (Ghaleifat)است که به پیروی از آداب و سنن و کیش کهن و تاریخی خود ادامه می دهند. نکته دیگر این که این قوم مردمانی با ریشه و تاریخی کهن بوده که در این محدوده جغرافیایی سکنا گزدیده اند و ظاهراً روزگاری دارای تمدنیهای بزرگ و شهرهایی پررونق بوده اند. اما در حال حاضر مردمانی تهیدست اند که از راه دریانوردی و صید مروارید و ماهیگیری روزگار سپری می نمایند. شهرک آنان نباید برای بازرگانی بسیار بد باشد، زیرا زیرا تا بهبهان که به نسبت شهر توانگر ایران است تنها یک روز فاصله است. راه بهبهان به اصفهان کمابیش همیشه برای آمدو شد مناسب است.....» به هرحال به دلیل حجم بالای گزارشها مقالات ارئه شده مجال توضیح و تفسیر بیشتر را ندارد،  اما:

 

 با تمام این تفاصیر و گزارشهای ارائه شده توسط شرکتی ها و سیاحان هلندی می توان به یک نکته به خوبی اشاره نمود و آن اینکه: این دیار یعنی بندردیلم در آن زمان یعنی در سالهای 1750 تا 1780 میلادی ( حدود 257 سال پیش) عمری از تاریخ پرفراز و نشیب خود  را پشت سر گذاشته و پس از افول تمدنهای ماهرویان و شی نیز راه تاریخی پررونق آنها را در پیش گرفته به گونه ای که شرکت معروف و پرسابقه واک شعبه خود را در این بندر تاریخی و پرعظمت تأسیس نمود...

 

ماهرويان نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 11:19 توسط : ناصر خسرو  | 

  

 

 

ب‌)   سازنده شهر دیلم و نژاد مردمان دیلم :

در تمامی منابع تاریخی که درباره دیلمیان نوشته شده است یعنی چه کتابهایی که از دوره آنان باقیمانده و چه کتابهایی از جمله تاریخهای عمومی، درباره ساخت شهر دیلم در دوره دیلمیان بحثی نشده است. ضمنا اگر یکی از پادشاهان دوره دیلمیان این شهر را ساخته بود به طور قطع به یقین نام خود را بر روی آن شهر می گذاشت مانند شهرکرد فناخسرو که فناخسرو نام عضدالدوله در پیش از پاداشتهای می باشد.( و دیگر شهرهای مشابه که پادشاهان زیادی نام خود یا فرزندان و نوادگان خود را بر آنان می نهادند.) ولی شک نداریم که در تمامی منابع و مآخذ تاریخی برای تعیین نژاد و زبان لشکریان و یا گروههای اجتماعی عموماً عبارت (( ترک و دیلم )) را به کار می برند و مشخص است که این دیلمیان از طبرستان و به عبارت دیگر از گیلان امروزی آمده اند.

بنابراین اگر سازنده شهر بندردیلم را براساس منابع تاریخی موجود پادشاهان دیلمی ندانیم ، بدون تردید و بدون شک گروه های نژادی دیلم و دیلمیان که از گیلان در زمان سلطنت دیلمیان به فارس آمده اند، سازنده این شهر تاریخی و پرقدمت می باشند. البته باز هم عنوان می داریم برای بررسی بیشتر و برای دست یافتن به چنین موضوعی به مطالعات علمی در زمینه های مختلف نژادشناسی، مردم شناسی و قوم شناسی نیاز است. باید عنوان نماییم که گونه نژادشناسی و قوم شناسی ظاهری مردم شهربندردیلم غیر از گونه ساحل نشینان خلیج فارس است و این موضوع تا حدی آن را تأیید نموده و نظریه مذکور را که مردمان دیلم وارثان تمدن های بزرگ (( ماهرویان و شی نیز )) می باشد تقویت می نماید. چرا که آن تمدنها به طور کامل نابود نشده و زیر آوار فرونرفته بلکه به صورت تدریجی رو به افول و اضمحلال نهاده و قطعاً مردمان این دیار به سرزمینهای مجاور و دیگر آبادیها نقل مکان نموده اند....

 

ماهرويان نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 23:37 توسط : ناصر خسرو  | 

 

در پستهای قبل به صورت اختصار و اجمال به شرح تمدنهای بزرگ ماهرویان و شی نیز و وارث آنها یعنی بندر تاریخی دیلم پرداختیم که با نظرات متعدد دوستان و خوانندگان وبلاگ روبرو گردید. در این پست و چند پست آینده برمی گردیم به تاریخ بندردیلم به استناد مدارک و مستندات تاریخی و به خاطر احترام و زحماتی که برای محققان و پژهشگران قائلیم نوشته خود را  با پژوهشگر ارجمند و گرانقدر آقای دکترجمشید صداقت کیش آغاز می کنیم که در مقاله تحقیقی خود پیرامون بندردیلم  در سمینار دیلم در آیینه زمان ارائه نمودو در ادامه نیز  تحولات معاصر دیلم و دشت لیراوی را شرح خواهیم داد. باشد که مورد توجه دوستداران وبلاگ ماهرویان قرار گیرد.

 

الف ) بندردیلم در آثار نوشتاری بزرگان تاریخ :

نخستین و کهن ترین اثر تاریخی که از بندردیلم نام می برد به نام ریاض الفردوس، نسخه ای است خطی موجود در کتابخانه تاریخ موزه بریتانیا، مولف اثر مذکور به احتمال قریب به یقین میرک بن مسعود حسینی است. این تز در سال 1802 هجری قمری (1661 میلادی) نوشته شده است. و در مبحث بنادر خلیج فارس بدون  هیچ توضیحی نام بندر دیلم را     می برد. بنابراین از 335 سال پیش نام بندردیلم در آثار نوشتاری بزرگان تاریخ پیدا و آشکار گردیده است. البته احتمال اینکه به سالهای بیشتری نیز در تاریخ نوشتاری برخوریم وجود دارد.

دومین کتابی که در خصوص بندردیلم مطلبی دارد نسخه خطی است آنهم در کتابخانه تاریخی موزه بریتانیا اثر محمد بن نجم الدین محمود بافقی مشهور به یزدی که کتاب خود را در سال 1807 هجری قمری (1678 میلادی) پنج سال پس از کهن ترین آثار مشهود تاریخی یعنی کتاب ریاض الفردوس نوشته است او در این کتاب می نویسد: ((بندردیلم را یکی از سلاطین صفویه ساخته است.)) در این جا لازم است چند نکته عرض شود و آن اینکه :

 

 1- قسمتی از این اثر تاریخی تحت عنوان جامع مفیدی در دو جلد با تصحیح آقای ایرج افشار (تهران ، کتابفروشی اسلامی 1340 ) 2- در سال 1342 بعد از سمینار خلیج فارس کتابی با عنوان خلیج فارس منتشر می شود و در مقاله یکی از سخنرانان سمینار به نام سلطانی بهبهانی درباره بندردیلم چنین می نویسد: بنیاد این بندر وجه تسمیه آن دقیقاً معلوم نیست و در کتب و جغرافیای قدیم ذکری مشخص از آن برده نشده است و شاید همچنان که در یکی از پستهای قبل نیز گفته شده به احتمال زیاد برگرفته از دیلمون گرفته شده باشد. دیلمون نام کشوری بوده است در سرزمین بحرین امروزی در جزیره منامه و در نواحی جنوبی خلیج فارس. وی همچنین می افزاید: دیلم و دیلمون به معنی چشمه آب و مرداب و سرزمین رسوبی و آبرفتی ....

پس از این مقالات نویسندگان و پژوهشگران دیگر نیز مطالب آنان را به عینه و یا به اختصار نقل کرده اند. به هرحال اگر متن مختصر را مفید بپذیریم عمر شهر بندردیلم از دوره دیلمیان یعنی از سال 322 تا سال 373 هجری قمری بین سالهای 1044 تا 1095 میلادی می باشد. یعنی حدود 963 سال پیش...

 

ماهرويان نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 23:5 توسط : ناصر خسرو  | 

 

ضمن تقدیر و تشکر از ایراد نظرات سازنده و صائب کلیه خوانندگان و دوستداران وبلاگ ماهرویان برای شرح و بسط مطالب نوشته شده در پستهای این وبلاگ حسب درخواست خوانندگان مطالبی بیان  می گردد امید است که بتواند راهگشای مسیر گردد.اکثر خوانندگان وبلاگ ماهرویان در چند وجه مشترک اظهار نظر نموده که دراین زمینه ذکر توضیحاتی چند لازم و ضروری است.

 

1- بیشتر خوانندگان ذکر منابع را خواسته اند که در جوابیه نظر برادر عبدالرضا عرض نمودیم به دلیل ماهیت وبلاگ ، حجم بالای پستهای ارائه شده و عنوان اصلی وبلاگ که در توضیح آن شرح داده شده، هدف ایجاد و شروع به کار این وبلاگ بازگو نمودن تمدن بزرگ ماهرویان و شی نیز بوده و هست و در ادامه بیان شرح تاریخ کهن دیار بندردیلم. آیا شما خوانندگان گرامی در هدف انتخابی ما شک داشته و دارید؟ ذکر منابع و مآخذ از نظر وبلاگ ماهرویان کاری است بس سنجیده و نیکو ما در نظرات خود برای عبدالرضا عنوان نمودیم که قصد برداشت ناصحیح و خلاف از مطالب تاریخ نویسان و محققان نداریم اصلاً هدف ما بیان مسائل تاریخی و کهن این تمدنها و این دیار است و استناد به مطالب تاریخی رسالت ماست. علت ذکر نکردن منابع را نیز مختصراً شرح دادیم اگر بخواهیم تمامی منابع و ماخذ را ذکر کنیم ضمن افزایش سرسام آور حجم پستهایمان باعث رنجش و کسالت خاطر دوستان می گردد. اما حسب درخواست دوستداران وبلاگ بعضی از منابع و مآخذ را عنوان خواهیم نمود:

·   ویژگیهای جمعیتی شهرستان دیلم برگرفته از سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان بوشهر اسفندماه سال 1376 صفحات 17و18.

·   جزوه منتشره فرمانداری شهرستان دیلم به مناسبت سمینار دیلم در آیینه زمان صفحات 1 و 2 .

·   سفرنامه جنوب ایران ، هوسه و بابن صفحات 119 ، 117و 118 و .....

·  حدودالعالم (مولف نامعلوم .... گناه ماه نیست که نویسنده نامعلوم است از ما ایراد نگیرید!!!.) به کوشش دکتر منوچهر ستوده منشر شده در انتشارات طهوری تهران در سال 1362 صفحه 133

·   سیدجعفر حمیدی (زمان شناسی تاریخی خلیج فارس) مجموعه مقالات صفحات 1- 240 .

·   فارسنامه ناصری،حاج میرزا حسن حسین فسائی به تصحیح دکتر منصور رستگار سال انتشار 1367.

·   سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی به کوشش دکتر محمد دبیر سیاقی  انتشارات زوار صفحه 163.

·   فارسنامه ابن بلخی صفحه 206 و 207.

·   عبدالکریم مشایخی مقاله ارائه شده به سمینار دیلم در آیینه زمان صفحات 4 و 7.

·   سیدجعفر حمیدی در وزیرکشان صفحه 305 .

·   مجله بندر و دریا شماره بیست و سوم مقاله ارائه شده در آن توسط سیدجعفرحمیدی.

 

یکبار دیگر از نظرات بسیار نیکو و دلنشین دوستان با گرمی استقبال می نمائییم . اما از دوستان     می خواهیم در این راه یاریگر ما باشند و نه اینکه سنگ انداز این راه خطیر!!. ما کراراً اعلام نموده و  می نماییم هدفمان بازگو نمودن تاریخ تمدنهای ماهرویان و شی نیز و بندر تاریخی دیلم که وارث این تمدنهاست می باشد. و کار یک بازگو کننده تاریخ استفاده از مطالب تاریخی است. پس خرده نگیرید که مطالب تاریخی خود را بازگو می کنیم . نخواهید که از خودمان مطلب بنویسیم چون تاریخ راهی دارد پر پیچ و خم و عمر ما کفاف این را نکرده که خود تاریخ نویس شویم...

 

2- برخی از دوستان عنوان داشته اند که حتما مدیریت وبلاگ اسم خود را بیان نماید. ما این کار را در حال حاضر بنا به مصلحتهایی انجام نداده و در آینده در صورتی که شرایط مهیا گردد این کار را خواهیم نمود.ولی آیا شما دوستان خوب به دیگر وبلاگها هم نظر انداخته اید که نامشان را ذکر نکرده باشند. آیا تا کنون وبلاگهای زیادی چون : سبخی – سوک – یاس نیوز- حیرونی – جامگیرک و هزاران وبلاگ دیگر نام نویسندگان خود را بیان نموده اند. پس از دوستان می خواهیم که بعلت معذوریت این تقاضا را ننمایند. باشد که در آینده از شرمندگی آنان بیرون آییم.

 

3- یک گلایه هم از طرف ما به دوستداران وبلاگ ماهرویان : واقعاً انتظار داشتیم با توجه به ماهیت کارمان و پستهای ارائه شده در این راه عظیم یاریگر ما باشید اما این کار را که نکرده تا حدودی نیز درصدد بوده اید به نوعی ما را از ادامه مسیر منصرف نمائید. کجاست حس میهن دوستی و ناسیونالیستیتان؟ یکبار عنوان می دارید سفرنامه بابن و هوسه مستند و واقعی نیست- یکبار دیگر عنوان می دارید که کلمات آن کم یا زیاد شده – یکبار دیگر می گویید مترجم آن اعتمادالسلطنه قابل اطمینان نبوده و ترجمه آن جای سوال دارد اینها نشان از چه می دهد جز بهانه گیری و ...

 

4- به نظر ما ادوار و مراحلی که شهرستان پرقدمت دیلم و تمدنهای منطقه و دشت بزرگ لیراوی پشت شهر گذاشته به شرح ذیل می باشد... ما برای اثباط نظریه های خود مستنداتی نیز ارائه خواهیم داد:

 

الف ) دوران تمدن ایلامی ها (عیلام) بر استانهای لرستان ، خوزستان بوشهر و قسمتی از فارس که شهرستان دیلم نیز جزء آنها بوده است. (( قبل از عیلام و بعد از آن تا پایان سلسله هخامنشی و اشکانی ))

ب ) دورات تمدن های بزرگ ماهرویان و شی نیز و شهرک های اطراف وابسته در جلگه لیراوی شروع سلسله ساسانی اوج شهرها و تمدنهای مذکور تا قرنهای 4 و 7 سالهای اضمحلال و افول تمدنهای  ماهرویان و شی نیز.

 

ج ) انقراض شهرهای ماهرویان و شی نیز و شهرکهای اطراف و رشد شهر بندردیلم به عنوان یادگار تمدن بزرگ ماهرویان و شی نیز در دشت بزرگ لیراوی با بافت فعلی و ترکیبی جدید از قرن هفتم به بعد.  

 

دوستداران ماهرویان و وارثان و مردمان سرزمین برگرفته از تاریخ کهن این دیار، بیایید ما را در این راه یاریگر باشید. بیایید هویت ، ملیت و سندیت تاریخی دیارمان را برای تمامی مردمان ایران زمین و جهانیان بازگو کنیم. ما به اندیشه شما، تفکر شما، قلم و دستان پرتوان یکایک شما محتاجیم . پس منتظر یاریتان هستیم .....  

آدرس ایمیل ما : mahroyan86@yahoo.com

ماهرويان نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 20:27 توسط : ناصر خسرو  | 

 

گزارش اول : بندردیلم در قبله دشتی که جماعت لیراوی دشت در آن سکنا دارند واقع است. سی و سه قریه در آن بادیه که جماعت لیراوی نشسته اند واقع و مدخل آنها زراعت بخس و آب شرب آن ها تمام از چاه و باران می باشد. و غالب چاه ها تلخ و ناگوار است چنانکه نزول رحمت الهی به جهت آن ها به وقت شود. زراعت بخس آن ها دیمی غریب معطی جواد گذارده است. اوضاع زندگی آنان به واسطه کمبود نزول آب درهم گشته و زندگی آنان با مشکل روبرو گردیده است . اما ازآنجائیکه تمدن ماهرویان نشان از عظمت گذشته بندردیلم دارد این بندر همچنان به بقاء خود ادامه می دهد...

  (محمدرضا کازرونی در زمان محمدشاه قاجار)

گزارش دوم : یکی دیگر از دیوانیان دوره محمدشاه قاجار که نام او نامجهول ناشناس باقی مانده در روز 27 جمادی الاول سال 1256 هـ ق هنگام عزیمت از اصفهان به شیراز، پس از گذر از گناوه به بندر دیلم می رسد وی گزارش خود را چنین ذکر می کند: پس از گذر از بندرگناوه وارد حوزه دیلم شدم و با گذشت از روستای حصار و اقامت یک روز در آنجا پس از طی مسافتی چند فرسخی و بعد از عبور از چاهی با آب شیرین و مسمی به باتون راه دخل دو غور کوچک مسمی به غور جن می باشند و بعد از عبور غور مذکور نزدیکی دریا نیم فرسنگ به بندردیلم مانده مکانی است که درختان چند و مسمی «ایلبات» است. اهالی آن حدود مذکور مذکور نمودند که سابق بر این بندردیلم الی این مکان وسعت داشته اند و اصل قلعه بندردیلم بر لب غوری واقع است که سمت دریایش به طور دیوار به قدرچهار پنج زرع بریده و راست است. و محل سکنای ساکنین آنجا درون و بیرون قلعه است. و جمعیت آنها مساوی یکصدخانوارند. و تمامی خانه های آنها از سنگ و آجر ساخته شده و اصل ترکیب قلعه مربع است. و هر سمت از آن مربع ها یکصد زرع اند. و خور این سه بندر نیز به مثابه خور بندرریگ است که هنگام جزر آب آن خور به کلی کشیده می شود. و کشتی و بغله ها در گل می مانند ....

 

گزارش سوم : لوئیس پلی نیز در مشاهدات خود در سفرنامه اش درباره بندردیلم چنین می آورد: نزدیکترین بندر به سرزیمن کعبی ها، بندردیلم است که در چند مایلی روستای شاه ابول شاه، بر نزدیکی تمدن پرعظمت گذشته این منطقه یعنی ماهرویان بنا نهاده شده و اوضاع بندری آن از لحاظ حکومتی و ایالتی قدری پیچیده است به نظر می آید که تا همین اواخر بوشهر به مانند سایر بنادر واقع در امتداد خط ساحلی توسط شیخ خود اداره می شود. در حال حاضر قلمرو بوشهر از دیلم در شمالی ترین نقطه تا حوالی کنگان در جنوب گسترده شده است. و طوایف کوچکی اعم از ایرانی و اعراب کـه در مناطق خود بـه سـر    می برند را در برمیگیرد. همانگونه که از خط ساحلی از خوزستان به سمت بوشهر حرکت می کنی از سمت شمال به جنوب می گذری و خطوط تجارتی آنرا مورد مطالعه و بررسی قرار می دهی اولین بندری که توجه ات را به خود معطوف می نماید، بندر تاریخی و قدیمی دیلم می باشد... این بندر شهرکی باز و پرمشغله است که قلعه ای چهارگوش را در برمی گیرد....

 

گزارش چهارم : بابن و هوسه دو نفر سیاح فرانسوی هستند که در سال 1885 میلادی 1303 هجری قمری به ایران آمده اند. و در منطقه بهبهان سکنا گزدیدند. درباره بندر تاریخی دیلم چنین می نویسند: فی الواقع شهر بهبهان مرکز تجارت بزرگی است، غله و سایر محصولات طبیعی بهبهان از بندردیلم بوسیله کشتی های انگلیسی به بصره یا بوشهر حمل می شود. حاکم بهبهان اگر زیرک و باهوش باشد می تواند از حمل غله به بندردیلم فایده کلی ببرد و در ادامه پس از ذکر مطالبی فراوان می نویسد: بندردیلم شهر کوچکی است و در آنجا ایرانیان یک قلعه دارند. و اطراف آن نخلستانی است... بندردیلم از بنادر بسیار تاریخی و بسیار خوب خلیج فارس است و در معنی تجارتگاه هند و ایران و عثمانی است در این بندر کشتی زیادی از هر ملت دیده می شود اما متاسفانه ایرانیان اهتمامی در آبادی این بندر تاریخی و پرعظمت نمی کنند. بندردیلم در منتهای جنوب ایران است میرزا عبدالله حاکم بندر دیلم مردی است تاجر و دو سه شبی که ما در این بندر بودیم با خان حاکم بر بالای بام مشرف به دریا می نشستیم. ورود ما به بندر دیلم یک سعادتی بود ما از این راههای بد و آب و هوای گرم و هر نوع حادثه خلاص شدیم و به کنار دریا رسیدیم از این به بعد در این بندر تاریخی آسوده خاطر بودیم...

بدون تردید درباره بندر تاریخی و باقدمت دیلم در تواریخ گذشته مطلبها نوشته شده است.و به علت حجم بالای این مطالب ذکر همه آنها از حوصله گزارش ما خالی است. اما همه مطالب حکایت از یک مطلب مهم دارند و آن اینکه : بندردیلم وارث و ادامه دهنده تمدن بزرگ و پرعظمت ماهرویان و شی نیز می باشد.کجاست عظمت این بندر تاریخی؟،ما مردمان این بندر برای شناسایی تاریخ پرعظمت و پرفراز و نشیب ایـن دیـار جاویدان چه کرده ایم؟؟                                    

ماهرويان نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 0:12 توسط : ناصر خسرو  | 

 

در دشت بزرگ لیراوی علاوه بر بنادر تاریخی مشهور ماهرویان و شینیز در ادوار تاریخی چند شهردیگری نیز وجود داشته از جمله شهرقوسطا (قهستا) که گاهی به نام سیلنیز«Silniz» یا ریشهر نامیده شده در زیر روستا های مالکی کنونی در نیم فرسخی بالای شهر ماهرویان یعنی 20 کیلومتری شمال بندر دیلم که به قبرستان قدیمی نیز مشهور شده ومرتب مورد تخریب وتهاجم گنج ياب ها می باشد و دیگر شهری به نام ریشهرویا «سنجاهان» در نزدیکی شهر ویران «شهر بیرون» روستای متروک دیلم است که بعضی احتمال داده اند میان روستای شیرونک وبینک باشد شهرک داوودی در نیم فرسخی جنوب روستای عامری بین راه روستاهای کنارکوه و بنه خاطر که قبلاً اهالی قدیمی روستای عامری نیز در آنجا زندگی می کرده اند همه بیان گر شهرها وآبادیهای زیادی بوده اند لازم به یادآوری است که بعد روی کار آمدن سلسله ساسانیان و مؤسس آن اردشیر بابکان به نام او شهر های زیادی «ریو اردشیر» یعنی شهر اردشیر نام گذاری شدند، که به مرور زمان «ریشهر» نامیده شدند مانند ریشهر نزدیکی ماهشر- ریشهر بوشهر- ریشهر زیدون - ریشهر زیر روستای مالکی- ریشهر نزدیکی شهر بیرون در دشت لیراوی و البته خود دشت لیراوی و...

 

در مورد جایگاه دیلم در میان این دو بندر مهم وتاریخی یعنی بنادر ماهرویان و شینیز محقق گرانقدر دکتر جعفر حمیدی چنین می گوید: در سرزمین کهن سال و تاریخ ساز ایران به حکم طوفانها وحوادث بسیار و تجاوزات فراوان خودی و بیگانه به چنین شهرهایی بر می خوریم و بر این اساس می توانیم این شهر ها را در چهار گروه دسته بندی کنیم.

 

گروه اول: شهرهایی که در مقابل گردبادهای سیاسی یا طبیعی تاب مقاومت نیاورده، بر اثر حملات دشمنان یا دگرگونی های طبیعت خورد وخاموش شده ونام آنها از نقشه جغرافیا محو و نابود گردیده است.

 

گروه دوم: شهرهایی که پس از ویرانی ونابودی دوباره از میان خاکستر حوادث قامت بر افراشته و دوباره به حیات و زندگی خود به طور بارورتر ادامه داده اند.

 

گروه سوم: شهرهایی که در برابر تجاوزات دشمن و حملات بیگانه دلیرانه ایستاده وسختی و رنج و ویرانی و قحط و غارت و چپاول را به جان پذیرفته اما تسلیم نابودی، انحلال و اضمحلال نگشته و راست قامت تر از همیشه بر پای ایستاده وحیات دلیرانه خود را تداوم بخشیده اند.

 

و سرانجام چهارمین گروه: شهرهایی هستند جایگزین شهرهای ویران شده یعنی آنها که پس از افول رونق یک شهر یا شهر مجاور آن، بر فراز اطلال و دمن یا در کنار ویرانه های شهر خاموش شده سر می افرازند وحیات مدنی جدیدی را آغاز می کنند ...

 

بله!! بندر دیلم یکی از نمونه های گروه چهارم است که در میان آثار باز مانده از دو تمدن بزرگ یعنی ماهرویان و شینیز، تقریباً به فاصله مساوی از مخروبه های آنان قد بر افراشته و پیوسته کوشیده است تا وارث خوبی برای اسلاف خویش باشد آری دیلم باز مانده تمدنهای بزرگ ماهرویان وشینیز می باشد...

ماهرويان نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 16:29 توسط : ناصر خسرو  | 

 

دیلـم در لـغت بـه معنـای زمین حـاصل خیـز ، مــرغـزار، دشت و مـرداب می باشد. و معانی لغوی دیگری نیز برای آن گفته اند. ولی اطلاق دیلم به این بندر به سه احتمال تاریخی زیر بر می گردد:

1.  حکومت تیلمون (دیلمون) در بحرین و نواحی که این اسم توسط افرادی که بین این دو نقطه آمد و شد داشته اند بر روی این بندر گذاشته شده است.

2.  سلسله دیلمیان و آل بویه در سرتاسر ایران که به همین مناسبت شهرها و روستاهای زیادی در کشور به این نام نامیده شده اند ( دیلم دزفول – دیلم شوشتر- دیلمان رودبار- دیلمان لاهیجان – دیلمان دره خوی – دیلمان تفرش – دیلمان محله لنگرود – دیلویه بندرعباس – دیله آستارا – دیلمه آمل – دیلی شهرضا- دیلم سررودسر و ... ) که این بندر نیز همچون نامهای ذکر شده به همین مناسبت نامیده شده است.

3. در لهجـه بـومی دیـلـم (Deylam   ) تـلفـظ نـمی شود بـلکـه ( Dilom ) گـفـتـه    می شود. و اینکه ( دیه = ده و روستا ) و در شهرستان روستایی به نام (دیله) وجود دارد که به معنای دهی که در همواری ها و همجواریهای تپه ها قرار گرفته است. و اُم (Om) مالکیت که به آن افزوده شده باشد به نام دیهم یا دیلُم تلفظ شده باشد. و چنین به نظر می رسد که قول دو صحیح تر باشد. اما نام دیلم برگرفته از این سه احتمال ذکر شده می باشد. اما :

به هر حال دیلم یکی از قدیمی ترین بنادر جنوبی ایران است که در 232 کیلومتری شمال غربی بوشهر و 72 کیلومتری جنوب شهرستان بهبهان قرار گرفته است . این بندر قدیمی و تاریخی برسر شاه راه ارتباطی استانهای خوزستان و بوشهر واقع گردیده و دارای آب و هوایی گرم و مرطوب بندری است. که در تابستان بادهای گرم نیز برشدت گرما می افزاید. این شهرستان دارای دو بخش مرکزی و بهرگان ، دو شهر به نامهای دیلم و امام حسن ، چهاردهستان به نامهای لیراوی جنوبی – لیراوی میانی – لیراوی شمالی و حومه به حدود 43 روستا و آبادی است که البته اکنون برخی از روستاها خالی از سکنه بوده و متروک گردیده اند. حوزه سیاسی دیلم و جلگه لیراوی در بیست و دوم مهرماه سال 1374 با تصویب هیأت دولت به دو بخش مرکزی و بهرگان تقسیم شد براساس آمار جمعیتی سرشماری عمومی نفوس و مسکن جدید (آبان ماه سال 1385) جمعیت شهرستان بالغ بر 29000 نفر استخراج شده است. مهمترین روستاهای این بندر تاریخی و این شهرستان قدیمی عبارتند از :

عامری – کنارکوه – بیدو – بنه خاطر – بنه اسماعیل – سیامکان – مظفری جنوبی و شمالی – گزلوری – گاوزرد – باستین – شهرویران- بوالفتح – قنات – مال میر- والفجر- بنه احمدون – حصار – امام حسن (که البته به شهر ارتقاء یافته) – شیرونک – لیلتین – بویرات – شیخ زنگی – خواجه گیر – مال شهاب – بنه احمد – باباحسنی شمالی و جنوبی – کنارک - -حاج حیدری- مال سنان – حسن آباد- حیدرآباد- چاه تلخ – چاه شیرین – گره – گاودار- دهک – دوتی و دیله ای می باشد.

بدون شک تاریخ پرفراز و نشیب این دیار پرعظمت آنچنان قدمت دارد که بتوان مطلبها در مورد آن نوشت و هدف نیز آن است که تاریخ این دیار برای مردمان این سرزمین و وارثان تمدن بزرگ ماهرویان و شی نیز بازگو شود ادامه آن را در مقالات دیگر به اجمال بیان خواهیم نمود....

ماهرويان نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 0:43 توسط : ناصر خسرو  | 

 

مهمترین عـامل افول و اضمحلال تمدن مـاهرویان آنگونه که نـاصرخسرو نیز تصریح می نمایـد،

نا امنی راها وجنگ و خصومت در منطقه بوده که تجار و بازرگانان  سینیزی را به مهاجرت وفرار از این شهر وادار نموده است.

کشمکش و منازعه بر سر قـدرت بیـن خاندان آل بویه وسلجوقیان در نیمه قرن پنجـم هجـری

(444ه.ق/1052م)و کمک خواهی پسران ابو کالیجار که بر خوزستان و فارس حکومت می کردند، سبب گردیده تا منطقه خوزستان وبه ویژه بندر سینیز و مهروبان نا امن گردید. از طرفی ظلم وستم مامورین حکومتی نیز موجب شد کم کم مردم از آنجا فرار کردند، ودربنادر وشهرهای دیگری که امنیت بیشتری بر خوردار بودند، مستقر شوند؛ بدینگونه بود که سینیز(شی نیز) و مهروبان عظمت گذشته خود را از دست دادند، وبرای قرن ها به فراموشی سپرده شدند.

خلاصه، اینگونه به نظر می رسد که میان قرن 4 تا 7 سال های افول این دو بندر بوده است؛ خواه ماهرویان وشی نیز از دست تازیانه های مغول یا زلزله ها ویا قیام قرمطیان ویران شده باشند، ممکن است بعد از افول موقتی زمانی تجدید حیات نموده و به یک بارگی در قرن 7 تا 8، دیگر تمدن قبلی خود را به کلی فراموشی کرده وسپس ویران گردیده باشد. در هر حال اینگونه به نظر می رسد که سرنوشت این دو بندر را نباید از سرنوشت ارجان آن زمان که مر کزیت کوره قباد خور را داشته است، بررسی کرد، همانگونه که رشد و ظهور دیلم و لیراوی را در تاریخ نمی توان جدا از بهبهان که جانشین (ارجان) است بررسی نمود.

ماهرويان نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 17:2 توسط : ناصر خسرو  | 

 

آنگونه که مورخین و سیاحان در تواریخ وسفر نامه ها اظهار می دارند سال های میان (قرن چهارم تا هفتم ه.ق) سال های افول وبعد نابودی کامل این دو شهر بوده ودلایل مختلفی برای آن ذکر کرده اند؛ البته ایـن را می دانیم که انقراض شهرها اغلب تدریجی انجام می گرفته است و اگر شهری به دلیل زلزله یا تهاجم دشمنان ویا امراضی؛ مثل طاعون وغیره به ویـرانی کشیده می شده است ویا تخلیه می گردید این عمل به یکباره انجام نمی شده است؛ ولی به تدریج رونق اولیه خود را از دست میداده و بعد به دلایلی دیگر ویا عدم قدرت دفاعی در مقابل تهاجمات دشمنان ویا همسایگان تجاوزگر وعدم تامین کافی در منطقه به مکان دیگری نقل مکان کرده و بعد بازمانده آثار آن به اتلالی تبدیل می گردیده است وبعد از سپری شدن ایام در زیـر زمیـن مـدفون می شده و گاهی هم زلزله های متوالی آن را به ویرانه واتلال تبدیل می نموده است.

« تا قرن هفتم یقیناً مهروبان شهری پر رونق وبندر گاهی عظیم بوده است؛ اما تازیانه مغول در قرن هفتم اجازه ادامه حیات را از این بندر گرفته است.»

« به طوری که می دانیم رونق واعتبار بندر مهروبان تا عصر سلسله آل بویه (320- 448 ه.ق) وحتی بعد از آن برقرار بوده است.»
ماهرويان نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 16:25 توسط : ناصر خسرو  | 

 

((شهر ماهرویان:در روزگارهای پیش، شهری بود در کنار دریای فارس به مسافت 12فرسخ در جانب جنوبی بهبهان و 28 فرسخ در جانب میانه جنوب و مشرق فلاحی سال هاست ویرانه گشته، جز بلندی وپستی در آن باقی نمانده است.))

این بندر که در طول زمـان به همین نـام بـوده است به معنـای "شهر روینده وبالنده" است؛ زیـرا در واژه های ساسانی(ماه = شهر ) بوده و چون این شهر مربوط به دوران باستان بوده وجه تسمیه آن نیز از آن زمان از واژه ساسانی و اشکانی مأخوذ شده است. این بندر تاریخی حدود 20 کیلومتر در شمال غرب بندر دیلم در قسمت پایانی دشت لیراوی در حاشیه دریا قرار گرفته که تا قرن 7 هجری دارای شکوه وعظمت فراوان بوده است وآثار آن تا حدود 40 سال پیش کاملاً مشهود وحتی پایه های قلعه و ستون مسجد آن در قسمت حاشیه دریا نمایان که بر اثر جزر و مد دریا کاملاً تخریب شد واکنون به صورت یک تپه طولانی درآمده است؛ از عظمت این شهر در کتاب های زیادی نام برده شده است...

ماهرويان نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 1:40 توسط : ناصر خسرو  |